مادر و کودک

چرا رابطه والدین و فرزندان مهم است و چگونه می توان آن را ایجاد کرد

در خصوص رابطه والدین و فرزندان در این مقاله با هم خواهیم خواند:

درک رابطه والدین و کودک
چرا رابطه مثبت والدین و کودک مهم است؟
رابطه والدین و فرزندان در مراحل مختلف
انواع روابط والدین و کودک
اصول رابطه والدین و کودک
فعالیت هایی که در پیوند والدین و کودک کمک می کند
چگونه می توان رابطه والدین و کودک را تقویت کرد؟
مشگلاتی که رابطه والدین و کودک را خراب می کند

گاهی اوقات روابط طاقت فرسا هستند. ما همه کارها را انجام می دهیم ، از تلاش های مختلف والدین گرفته تا شرکت در کارگاه های مختلف تربیت و چگونگی برخورد با کودکانمان ، تا فرزندانمان را به خوبی تربیت کنیم.

اما در پایان ، همه چیز به نوع رابطه والدین با کودک خلاصه می شود ، هرچه رابطه بهتر باشد ، تربیت بهتر می تواند باشد. بنابراین ، چگونه می توانید رابطه والدین و کودک را تقویت نمود؟

در اینجا ، بررسی میکنیم رابطه والدین و فرزند چیست ، اهمیت آن و چند نکته در مورد تقویت پیوند بین کودک و والدین را نیز با هم مرور خواهیم نمود.

درک رابطه والدین و فرزندان

 

رابطه والدین و فرزندان رابطه ای است که رشد جسمی ، عاطفی و اجتماعی کودک را پرورش می دهد. این یک پیوند بی نظیر است که تمام کودکان و والدین آن را تجربه می کنند ، لذت می برند و کودکان را پرورش می دهند.

این رابطه اساس شخصیت ، انتخاب ها و رفتار کلی کودک را ایجاد می کند. مطالعات نشان می دهد که یک رابطه سالم والدین و کودک منجر به نتایج مثبتی برای فرزندان و خانواده می شود .

چرا رابطه مثبت والدین و کودک مهم است؟

 

والدین دوست داشتنی ، فرزندان دوست داشتنی پرورش میدهند. رابطه شما با فرزندان و میزان دلبستگی شما نسبت به آنها نشان می دهد که کودک در آینده چگونه خواهد بود.

کودکان خردسالی که با دلبستگی ایمن و سالم به والدین خود رشد می کنند ، شانس بیشتری برای ایجاد روابط شاد و محتوایی با دیگران در زندگی خود دارند.

کودکی که رابطه مطمئنی با والدین دارد ، یاد می گیرد که احساسات خود را تحت فشار و در شرایط سخت تنظیم کند.

در بروز رفتارهای اجتماعی خوش بینانه و با اعتماد به نفس به کودک کمک می کند.

دخالت و مداخله والدین سالم در زندگی روزمره کودک زمینه مهارتهای اجتماعی و تحصیلی بهتر را ایجاد می کند.

دلبستگی با اطمینان منجر به رشد سالم اجتماعی ، عاطفی ، شناختی و انگیزشی می شود. کودکان همچنین هنگامی که با والدین خود رابطه مثبت داشته باشند مهارت های قوی حل مسئله را کسب می کنند.

رابطه بین والدین و فرزندان نه تنها باید قوی باشد بلکه انعطاف پذیر نیز باشد زیرا شما نمی توانید با کودک ده ساله به همان روشی که با کودک سه ساله رفتار می کنید رفتار کنید.

رابطه والدین و فرزندان
رابطه والدین و فرزندان

رابطه والدین و فرزندان در مراحل مختلف

 

تربیت و رابطه بین والدین و کودکان کاری تمام وقت با مزایا و چالش های متعددی است که با رشد کودک همراه خواهد بود.این روند دارای بخش های مختلفی است :

نوزادی – ایجاد گرما و امنیت

در شش ماه اول ، نوزادان بیشتر گریه می کنند ، غذا می خورند ، می خوابند. و در پاسخ ، والدین کودکان را نگه داشته ، به تغذیه آنها میرسند .
به این ترتیب والدین در حالی که به کودک نزدیک هستند ، همراه او می مانند.

وقتی کودک گرسنه است ، کلافه می شود. وقتی والدین به او غذا می دهند ، نیازهای کودک برآورده می شود و او خوشحال می شود. والدین همچنین از اینکه می توانند نیازهای کودک را برآورده کنند احساس خوشبختی می کنند.

وقتی والدین وظیفه اصلی خود را در زمینه پرورش ، دوست داشتن و مراقبت از کودک انجام دهند ، این یک رابطه والدین و کودک کاملاً مشخص و منحصر به فرد ایجاد می کند.

کودک نو پا

وقتی کودک یک کودک نوپا می شود ، تمرکز بر شکل دادن به رفتار کودک با آموزش ، راهنمایی و پرورش او است. والدین طی دو سال اول فرآیند جامعه پذیری را به طرز ماهرانه ای تسهیل می کنند و کودک را برای ورود به جامعه آماده می کنند.
پیش دبستانی

در این مقطع معمولا سبک های مختلف تربیتی والدین ظهور می کند ، با رسیدن کودک به سن پیش دبستانی برخی از سبک ها برجسته می شود. با این حال ، شما نمی توانید از یک سبک خاص به طور مداوم در همه شرایط استفاده کنید. شما باید از ترکیبی از استراتژی ها برای تربیت کودکان استفاده کنید. رابطه والدین و کودک را می توان به بهترین وجهی با شیوه فعلی فرزندپروری که والدین در پیش گرفته اند ، توصیف کرد.

سن مدرسه

هنگامی که کودک مدرسه ابتدایی را شروع می کند ، تمرکز او از والدین به همسالان تغییر می کند ، اما این پویایی رابطه کودک و والدین را تغییر نمی دهد. با افزایش مهارت های شناختی و اجتماعی کودک ، او فراتر از محیط خانه دست به تجربه های جدیدخواهد زد.

این زمانی است که ارتباط دو طرفه می شود. کودک در موقعیتی است که می تواند به والدین خود بگوید که چه می خواهد ، و دوست داشتن ها و نگرانی های خود را بیان می کند. شیوه والدین تصمیم خواهد گرفت ، که آیا ارتباط دو طرفه باشد یا یک طرفه پیش برود.

والدین با تدبیر ، در روند رشد کودکان خود دقت های زیادی به خرج میدهند تا از نظر اجتماعی شایسته تربیت شوند و از عزت نفس بالایی برخوردار باشند.

اما در خصوص والدین مستبد ، کودکان دارای عزت نفس پایین و با مهارت های اجتماعی کم و گاهی پرخاشگر رشد خواهند نمود.

نوجوانی

نوجوانی یک مرحله خاص و آسیب پذیر است که تغییرات جسمی و روانی در کودک ایجاد می کند. والدین باید نیازهای نوجوان خود را بپذیرند و درک کنند ، از آنها حمایت کنند و آزادی لازم را بدون کنترل بیش از حد به آنها بدهند.(البته با مطالعه کافی و درک مشکلات موجود)

والدین سرشار از محبت و با اتخاذ یک رویکرد مثبت حتی در زمان های دشوار می توانند راهی موثر برای راهنمایی نوجوانان باشند.

بزرگسالی

بزرگسالی زمانی است که ثبات شروع می شود. والدین و جوان اکنون قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر هستند. جوان گاهی اوقات بین والدین شکل گرفته در ذهن خود از کودکی و والدین فعلی که شاید پیر شده اند دچار تضاد می شوند. تعادل بین این دو ممکن است کاملاً استرس زا باشد. با این حال ، بیشتر جوانان رابطه سالم با والدین خود دارند.

الزامات و اولویت های یک خانواده با خانواده دیگر متفاوت است. به عنوان مثال ، ممکن است پیوندی که با فرزند خود به اشتراک می گذارید همان پیوند دوست شما با فرزندش برقرار نباشد. این به این معنی است که نوع پیوند والدین و فرزند شما با دوستتان متفاوت است.

رابطه والدین و فرزندان
رابطه والدین و فرزندان

 

انواع رابطه والدین و فرزندان

 

انواع روابط ممکن است به سبک فرزندپروری شما بستگی داشته باشد. رابطه بین کودکان و والدین را می توان به طور کلی در موارد زیر دسته بندی کرد :

۱. رابطه امن:

کودکان در کنار والدین خود احساس امنیت می کنند و معتقدند که از آنها مراقبت خواهد شد. وقتی والدین دائماً به نیازهای فرزندانشان پاسخ می دهند ، یک رابطه امن شکل می گیرد.

کودکانی که از یک رابطه امن با والدین خود لذت می برند بعداً بیشتر مستقل و اعتماد به نفس دارند. آنها از نظر اجتماعی تعامل خوبی دارند و بهتر می توانند احساسات خود را تنظیم کنند.

۲. رابطه تحکمی :

کودکان احساس ناامنی می کنند زیرا والدین پاسخگوی نیازهای آنها نیستند. آنها مجبور به مستقل شدن و مراقبت از خود در کودکی می شوند.

دلبستگی ناامن والدین و کودک منجر به مشکلات رشد و سازگاری و همچنین مشکلات رفتاری مانند گاز گرفتن ، هل دادن و ضربه زدن می شود.

کودکانی که این رابطه را تجربه می کنند به احتمال زیاد مهارت های اجتماعی ضعیفی دارند (به عنوان مثال ، کناره گیری یا پرخاشگری) و تمایل به نافرمانی و تکانشگری دارند.

با این حال ، این بدان معنا نیست که آنها باید در زندگی شکست بخورند. مطمئناً با رشد کودک می تواند تغییر ایجاد کند.

۳. رابطه دوطرفه:

نیازهای کودک گاهی برآورده می شود و گاهی برآورده نمی شود. والدین همیشه در پاسخ دادن به نیازهای کودکان موفق نیستند.

به عنوان مثال ، والدین ممکن است بلافاصله به کودکی که گرسنه است یا گریه می کند ، چون مشغول کار هستند ، پاسخ ندهند. اما ممکن است بعد از مدتی پاسخ دهند. این کودکان در حالت وابستگی بزرگ می شوند و بیش از حد احساساتی می شوند.

۴. رابطه نامنظم:

در این رابطه ، والدین از نیازهای کودکان غفلت می کنند و بچه ها یاد می گیرند که از پدر و مادر خود انتظار دیگری نداشته باشند. در چنین مواردی ، احتمالاً یکی از والدین یا هر دو از شرایط روانی رنج می برند.

این کودکان فعالیتهای بی معنی انجام می دهند و رفتاری غیرمعمول دارند. بعضی از آنها تمایل دارند سریع صحبت کنند و درک گفتار یا رفتار آنها را برای شخص مقابل دشوار می کند.

اصول رابطه والدین و فرزندان

 

وقتی صحبت از فرزندپروری می شود،بصورت کلی نمیتوان برای همه دستورالعمل یکسانی تجویز نمود.
با این حال ، اصول زیر پایه ای برای پرورش مثبت فرزندان به حساب می آید:

برخی از اهداف والدین را تعیین کنید: چه بخواهید کودکی سالم و منظم تربیت کنید و چه رابطه والدین و فرزندی سالم داشته باشید ، اهداف خود را مشخص کنید و بفهمید برای رسیدن به آنها چه کاری باید انجام دهید.

ساختار در ارتباطات شما: با هر تعاملی به عنوان فرصتی برای ارتباط با فرزند خود رفتار کنید. پدر و مادری خونگرم و پذیرا باشید ، که تعامل را ترغیب می کند. با ایجاد قوانین ، مرزها و عواقب ، ساخت رابطه مسالمت آمیز را تقویت کنید و اطمینان حاصل کنید که فرزندان شما آنها را درک می کنند.

داشتن قوانین ضروری است: قوانین به کودکان شما می گوید که چگونه رفتار کنند و چگونه رفتار نکنند. قوانین باید با بحث و گفتگو با کودک تنظیم شود ، و به یک حد وسط بین والدین و نیازهای کودک برسد. شما می توانید محکم چنین قوانینی را اجرا کنید که برای هر دو راحت و معنی دار باشد. اما داشتن قوانین زیاد ایده خوبی نیست.

فرزند خود را تایید و با وی ابراز همراهی کنید: خواه یک موقعیت شاد یا دشوار باشد ، احساسات فرزند خود را تصدیق کنید ، آنها را درک کرده و به آنها اطمینان دهید که در حل همه مشکلات وی به شما وابسته هستند.

برای حل تضادها ، رویکرد حل مسئله را در پیش بگیرید: وقتی فرزندتان مشکلی دارد سعی کنید به جای مجازات کودک به دنبال راه حل باشید. مجازات ها روحیه کودک شما را دچار تخریب می کند و اعتماد او به شما را از دست می دهد. اما وقتی برای یافتن راه حل با آنها کار می کنید ، آنها نیز یاد می گیرند.

این اصول می تواند والدین را در سطح کلان راهنمایی کند. در مورد تعاملات روزمره چطور؟ چگونه می توانید از طریق کارهای روزمره پیوند خود را با کودک تقویت کنید؟

فعالیتهایی که در پیوند والدین و فرزندان کمک می کند

ایجاد ارتباط با فرزند مهمترین وجه تربیتی در روند خانواده و پرورش کودکان است.
و هنگامی که رابطه مثبت برقرار است ، فرزندان شما تمایل دارند داوطلبانه از این قوانین پیروی کنند. یکی از راه های تقویت پیوند با فرزندان ، آموزش تعاملات مثبت در برنامه روزمره است.
کودکان خود را هر روز به طور مثبت تقویت کنید: این می تواند با کلمات “بسیار خوب” یا یک حرکت بدنی مانند ضربه زدن به پشت یا گرفتن در آغوش باشد. ببینید چه چیزی برای کودک مفید و تاثیر گذارتر است.
تجربه لمس بین تجارب کودکان با عزت نفس ، رضایت از زندگی و شایستگی اجتماعی در سالهای بعدی کودک مرتبط است. همچنین بر رشد جسمی و روانی کودک تأثیر مثبت می گذارد.

کودکان خود را صبح و قبل از خواب شب بیدار کنید و هر چند بار که می توانید در طول روز بیدار شوید. شانه های آنها را مالش دهید ، تماس چشمی خود را حفظ کنید و به کمر آنها بزنید تا به آنها نشان دهید که از آنها مراقبت دارید.

کودکان بزرگتر ممکن است وقتی آنها را در مقابل همسالانشان در آغوش می گیرید ، لمس فیزیکی را دوست نداشته باشند یا احساس خجالت کنند. آنها را مجبور نکنید. ظریف باشید و به آنها بفهمانید که آغوش کشیدن برای نشان دادن محبت است.

با کودکان بازی کنید: وقتی با بچه های خود بازی می کنید کودک شوید. این اجازه می دهد تا آنها با شما همکاری کنند. به فعالیت هایی مانند ساختن مجموعه های لگو یا تظاهر به بازی با کوچولوها بپردازید ، یا برای بازی های ویدیویی یا یک بازی همراه و رفیق او باشید.

با کودکان بخندید: والدین همیشه نباید جدی باشند. بوجود آوردن دقایقی مفرح همراه با کودکان در خاطر آنها ترکیب متعادل از والدین خود باقی خواهد گذاشت.

در لحظه زندگی کنید: از لحظه بیدار شدن فرزندان تا زمان خواباندن آنها ، چند وقت یکبار لحظه های خود را به معنی واقعی زندگی می کنید؟البته گرفتاری ها تمامی ندارند اما زمان که از دست میرود دیگر بازگشتی نخواهد داشت و روند شیرین و خاطره انگیر رشد کودکان بسیار مهم بوده و بایستی والدین حداکثر بهره را برای رضایت و لذت خود و همراهی با کودکان از این دوران ببرند.

پیوند خود را با برخی از کارهای کوچک پرورش و رشد دهید: بله ، حرکات کوچک مانند مسواک زدن کودک شما در پرورش پیوند کمک می کند. معمولاً نوجوانان وقتی این کار برایشان پیشنهاد بشود، دوست ندارند ، اما اگر می توانید این کار را با کودکان کوچکتر انجام دهید. آنها ممکن است اذیت نشوند و حتی ممکن است با آن مشکلی نداشته باشند.

وسایل خود را کنار بگذارید: هنگامی که با کودکان خود تعامل دارید ، اطمینان حاصل کنید که تلفن همراه شما مزاحم این ارتباط نباشد ، تلویزیون خاموش است و سایر اسباب ها دور از چشم هستند. این حرکت کوچک نشان می دهد که شما برای آنها بیش از دیگران ارزش قائل هستید و می تواند به تقویت پیوند کمک کند.

به هنگام خواب صحبت و نوازش کنید: زمان خواب باید آرام باشند. باید زمان مطمئنی باشد که فرزندانتان احتمالاً در مورد ترس و نگرانی خود باز با شما گفتگو کنند. به آنها گوش فرا دهید و احساسات آنها را تأیید کنید تا اطمینان حاصل کنید که در کنار آنها هستید تا مشکلات خود را حل کنند.

وقتی این فعالیت ها را در برنامه روزمره خود معرفی می کنید ، مطمئناً پایه و اساس یک رابطه سالم را ایجاد خواهید کرد. پس از ایجاد بنیادی محکم ، می توانید روی تقویت پیوند کار کنید.

چگونه روابط والدین و کودک را تقویت کنیم؟

طبق بررسی های انجمن روانشناسی آمریکا ، رابطه والدین و کودک با کیفیت بالا و عمق زیاد و با صمیمیت برای رشد سالم کودکان مهم است. برای داشتن رابطه بین والدین و کودکان سالم ، والدین باید مسئولیت پذیر ، قابل اعتماد و دوست داشتنی باشند. در همین راستا به چند نکته یادآوری میشود:

از ابتدا شروع کنید: پیوند مادران باکودک از زمان بارداری مادر بوجود می آید درحالیکه پیوند پدر و کودک از لحظه تولد کودک آغاز می شود. مطالعات نشان می دهد پدرانی که در روزهای اول با کودک بیشتر رابطه ایجاد کرده اند ، پیوند بیشتری در اواخر زندگی داشتند.

 

 

وقت و تلاش خود را روی کودکان سرمایه گذاری کنید: هرچه زمان و تلاش خود را برای ایجاد رابطه بیشتر کنید ، پیوند شما محکمتر می شود. والدین به طور طبیعی طوری برنامه ریزی شده اند که فرزندان خود را دوست داشته باشند ، اما وقت و تلاش کیفی برای نشان دادن این عشق ضروری است. نوجوانان به حریم خصوصی نیاز دارند ، در حالی که بچه های کوچکتر به مداخله و تعامل والدین نیاز دارند.

رابطه خود را با کودک در اولویت قرار دهید: اولویت شما بچه های شما است. بنابراین آن را در عمل به او نشان دهید، تا آنجا که می توانید وقت بگذارید و نه اینکه کودک را در برنامه خود جای دهید.

در دسترس باشید: به نیازهای جسمی و عاطفی کودک خود پاسخ دهید. توجه ، دوست داشتن و دیدن چیزها از دید کودک مهم است.

همدلی کنید: به کودکان خود کمک کنید احساسات خود را بیان کنند. همدل و دلسوز باشید و به آنها اجازه دهید احساسات خود را نشان دهند.

ارتباطات: ارتباط با کودک شما باید منصفانه ، محکم و دوستانه باشد. در مورد انتظارات خود ، آنچه آنها می توانند از شما انتظار داشته باشند و قوانین و عواقب اساسی برای عدم پیروی از آنها واضح و روشن باشید.

به مطالعات ، دوستان و فعالیت های آنها علاقه جدی داشته باشید: والدینی که در زندگی فرزندشان نقش دارند ، روابط والدین و فرزندی شدیدی بینشان حاکم است. با آنچه در آنها اتفاق می افتد آشنا شوید ، دانشگاهیان آنها را درک کرده و دوستانشان را بشناسید. اگر اوقات فراغت دارید ، مرتباً با معلمان کودک خود در ارتباط باشید .

فعالانه گوش دهید:بی توجهی به آنها در هنگام صحبت شان و مثلا عکس العمل با سر گزینه خوبی برای همراهی با کودکان نیست. وقتی فرزندتان با شما صحبت می کند ، هر کاری را که انجام می دهید متوقف کنید و به آنها گوش دهید. توجه کامل خود را به آنها جلب کنید ، سوال بپرسید یا آنچه را که گفتند دوباره بیان کنید. به یاد داشته باشید که هنگام گفتگو با آنها تماس چشمی خود را حفظ کنید.

اوقات خانوادگی را مهم جلوه دهید: وعده های غذایی را تا حد ممکن که شرایط کار و زندگی امکان پذیر میسازد،با هم بخورید و در هنگام شام خود درباره روز خود صحبت کنید. رفتن به سینما ، رویدادها یا بیرون رفتن های خانوادگی را به عنوان یک تمرین منظم در نظر بگیرید.

به فرزند خود اعتماد کنید و قابل اعتماد باشید: اعتماد پایه و اساس هر رابطه است. فرزند شما باید بتواند به شما اعتماد کند و احساس امنیت کند. با عمل به وعده های خود ، حفظ حریم خصوصی و حفظ اعتماد به نفس ، اعتماد آنها را جلب کنید. با این حال ، کورکورانه به فرزند خود اعتماد نکنید ، اما کنترل های خود را انجام دهید.

فرزند خود را تشویق کنید: کودکان برای تقویت اعتماد به نفس خود، به تشویق و انگیزه مداوم نیاز دارند. اگر فقط آنها را مدام نقد یا نصیحت کنید ، احساس می کنند که اعمال یا نظرات آنها ارزشی ندارد.

به فرزند خود احترام بگذارید: با فرزندان خود به صورت فردی رفتار کنید و عقاید آنها را تأیید کنید. در حالی که شما تا حدودی در شکل گیری باورها و عقاید مسئول هستید ، عوامل غیرمستقیم دیگری نیز در آن نقش دارند. به نظرات آنها احترام بگذارید تا آنها به شما احترام بگذارند.

عشق و مراقبتی که شما به فرزند خود دارید یک رابطه سالم و مثبت ایجاد می کنید. اما ، برخی از مشکلات رفتاری می تواند منجر به تخریب رابطه بین والدین و کودکان شده و این رابطه ضعیف شود.

نکاتی که می تواند روابط والدین و فرزندان را خراب کند

رابطه ای که شما در طی سالهای اولیه با فرزندان خود ایجاد می کنید پایه و اساس سالهای بعدی آنها است. اگر به دلیل مشکلات مختلف روابط اولیه والدین و کودک دچار تنش شود ، شخصیت فرزند شما تحت تأثیر قرار می گیرد. در اینجا چند مشکل مشترک والدین و کودک وجود دارد که باید از آنها اجتناب کنید:

بی احترامی: احترام متقابل است و باید کسب شود. شما به عنوان والدین باید از نظر جسمی ، عاطفی ، اجتماعی و معنوی کودک را تأمین کنید. اگر به هر یک از این نیازها رسیدگی نشود ، کودکان بی احترامی به والدین را شروع می کنند. چنین کودکانی تمایل دارند که از والدین سرپیچی کنند ، قوانین را زیر پا گذاشته و برای نیازها و خواسته های خود بیشتر به دیگران اعتماد می کنند.

همچنین ، شما باید در نحوه گفتگو و رفتار او با کودک احترام لازم را قائل شوید.

ارتباط ضعیف: ارتباط ضعیف یا عدم وجود ارتباط بین والدین و فرزند می تواند ناامید کننده باشد. این امر معمولاً از اعتقاد والدین ناشی می شود که فرزندان آنها به آنها گوش نمی دهند و کودکان فکر می کنند والدین آنها را درک نمی کنند. این دیدگاه باعث مسدود شدن ارتباط بین این دو و در نتیجه عصبانیت و تلخی می شود.

بی اعتمادی: اگر کودکان مرتباً اشتباه می کنند یا رفتارهای بی قاعده از خود نشان می دهند ، والدین در اعتماد به آنها مشکل دارند. اگر والدین می خواهند اعتماد را دوباره برقرار کنند ، پس باید به فرزندانشان فرصت دهند تا ثابت کنند که قابل اعتماد هستند.

این یک واقعیت است که تربیت فرزندان آسان نیست. اما پس از آن ، این شما هستید که به عنوان یک بزرگسال بالغ و مسئولیت پذیر ، می توانید پیوندی سالم و دوست داشتنی با فرزند خود ایجاد کنید که زندگی را برای هر دوی شما آسان کند. با این حال ، اگر با کودک خود به شدت مشکل دارید و نمی توانید به تنهایی از پس آن برآیید ، برای کمک به کودک و خودتان با یک روانشناس کودک مشورت کنید.

 

تدوین و گردآوری:مجله آفتابگردان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − دو =

دکمه بازگشت به بالا